• chartblogs چیست؟
  • chartblogs یک آرشیو بزرگ از مطالب وبلاگ های ایرانی می باشد که با عضویت درآن می توانید در صورت از دست رفتن مطالب با استفاده از chartblogs یک نسخه پشتیبان از مطالب خود در اختیار داشته باشید.
  • با chartblogs می توانید مطالب خود را برای جستجوگرهای وب بهینه کنید و بازدید وبلاگ خود را افزایش دهید.
  • به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد يك شمع روشن كنيد !
    chartblogs هیچگونه مسئولیتی در برابر مطالب ارسالی و منتشر شده از سوی کاربران و وبلاگ های آرشیو ندارد
    مکان تبلیغات شما

    خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

    آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

    انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

    خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

    تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

    لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون



    ساعت دستبندی LED Arina اسپرت

    ارائه شده در رنگ های مختلف و زیبا

    هم یک دستبند اسپرت و هم یک ساعت LED

    دارای تقویم روز شمار

    این ساعت در حالت عادی خاموش بوده و با

    لمس آن ساعت روشن و نمایان خواهد شد.

    دارای 6 ماه گارانتی تعویض

    قیمت : 15000 تومان

    تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

    لینک خرید عینک ریبن آبی توضیحات عینک ریبن آبی





    ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه

    با ظاهري جالب و كيفيتي بينظير وفوق العاده شيك و زيبا

    ساعتي با ظاهري متفاوت، مدرن و همچنين با دوام

    يكي ار محبوب ترين و پرطرفدارترين ساعت ها در اروپا

    ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه

    رنگبندي:سبز, قهوه اي , نارنجي ,مشکی و قرمز .سفید

    ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه

    تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

    ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه




    دوازده شاگرد مسیح یا حواریون چه کسانی بودند؟

    کلمة "شاگرد" به کسی گفته می شود که پیرو و در حال یادگیریست. کلمة "حواری" یعنی کسی که فرستاده شده است. وقتی عیسی بر روی زمین بود، دوازده پیرو او حواریون خوانده می شدند. دوازده شاگرد عیسی مسیح، او را دنبال می کردند، از او یاد می گرفتند، و بوسیلة او تعلیم و تربیت می شدند. بعد از قیام و صعود او، عیسی شاگردان را بعنوان شاهدان بین مردم فرستاد (متی 28: 18-20، اعمال رسولان 1: 8). آنها بعدا دوازده حواریون خوانده شدند. بهر حال، حتی وقتی عیسی هنوز بر روی زمین بود، لغت "شاگردان" و "حواریون" بعنوان مترادف بکار می رفت.

    اولین شاگردان/حواریون در انجیل متی 10: 2-4 نوشته شده است "و نامهای دوازده رسول این است اول شمعون معروف به پطرس و برادرش اندریاس، یعقوب بن زَبَدی و برادرش یوحنا، فیلیپُس و برتولما، توما و متی باجگیر، یعقوب بن حلفی و لبی معروف به تدی، شمعون قانوی و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم کرد". کتاب مقدس همچنین دوازده شاگرد/حواریون را در انجیل مرقس 3: 16-19 و انجیل لوقا 6: 13-16 نام برده است. مقایسة این قسمتها از کتاب مقدس فرقهای کوچکی را در اسامی نشان می دهد. بنظر می آید تدیوس به اسم "یهودا پسر یعقوب" (لوقا 6: 16) و لبی (متی 10: 3) هم خوانده می شد. شمعون غیور به شمعون کنعانی هم خوانده می شد (مرقس 3: 18). جای یهودای اسخریوطی، که عیسی را تسلیم کرد، در بین دوازده حواری به متیاس داده شد (اعمال رسولان 1: 20-26). بعضی از معلمان کتاب مقدس متیاس را حواری معتبری نمی دانند و پولس رسول را منتخب خدا برای جایگزینی یهودای اسخریوطی بعنوان دوازدهمین حواری می دانند.

    دوازده شاگرد/حواریون مردان معمولی بودند که خدا از آنها بطور مافوق طبیعی استفاده کرد. در بین این دوازده نفر ماهیگیر، باجگیر، و شخص انقلابی دیده می شدند. در اناجیل ثبت شده است که این دوازده پیرو عیسی مسیح دائما می افتادند، با سختی پیش می رفتند، و شک بسراغشان می آمد، اما بعد از اینکه شاهد قیام مسیح و صعود او به ملکوت شدند، روح القدس آنها را به مردانی پر قدرت برای خداوند تبدیل کرد تا اینکه توانستند دنیا را دگرگون کنند (اعمال رسولان 17: 6). این تبدیل برای چه بود؟ برای اینکه دوازده حواری با عیسی بودند (اعمال رسولان 4: 13). ایکاش این دربارة ما هم گفته شود. 

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:03
      برچسب ها : دوازده ,حواریون ,عیسی ,شاگرد ,حواری ,رسولان ,اعمال رسولان ,دوازده شاگرد ,کتاب مقدس ,شاگرد حواریون ,دوازده حواری ,دوازده شاگرد حواریون

    پولس که بود؟

    پولس که بود؟

    وی چند سال پس از میلاد مسیح در خارج از سرزمین فلسطین، در شهر طرسوس(1) در خانواده ای یهودی متولد شد.(2) به گفته ی خودش: «روز هشتم مختون شده و از قبیله ی اسرائیل از سبط بنیامین، عبرانیی از عبرانیان»(3) و از گروه فریسیان به حساب می آمد. نام اصلی او قبل از گرویدن به مسیحیت شائول بوده است.(4) اما پس از گرایش به مسیحیت نام پولُس را برگزید. که ترجمه ی یونانی واژه ی شائول و به معنای کوچک است. (5)
    پدرش در عین یهودی بودن توانسته بود با پول و ثروتی که داشت تابعیت روم را کسب کند. این امتیاز، کمک بزرگی به پولس کرد تا بعدها به عنوان یک رومی در بسیاری از موارد از آزار و اذیت مخالفان مسیحیت در امان بماند. در جوانی چند سالی در بیت المقدس سکنی گزید و به تحصیل کتاب مقدس و فراگیری اعتقادات یهودی در نزد غمالاییل، که برجسته ترین عالم یهودی بود، پرداخت. بدین ترتیب در شهر طرسوس از فرهنگ یونانی بهره برد و در بیت المقدس فرهنگ یهودی را کسب کرد و از این دو فرهنگ در شکل دادن به عقاید خود بسیار استفاده کرد.(6) چون عادت یهودیان بود که هر کس با صناعتی آشنایی داشته باشد وی پیشه ی خیمه دوزی را اختیار کرد و تا حدی احتیاجات خود را از این راه به دست می آورد.
    اولین بار کتاب مقدس نام وی را در داستان شهادت استیفان که برگزیده ی حواریون بود، مطرح کرده است. پولس در زمره ی مخالفان وی و دست اندر کار شکنجه ی او بود.(7) پس از شهادت استیفان، پولس با اخذ فرمانی از مجمع یهودیان اورشلیم، برای دستگیری و آزار نو ایمانان مسیحی و دستگیری آنان برای محاکمه در اورشلیم، به سمت دمشق حرکت کرد. در اثنای همین سفر بود که به ناگاه رؤیایی عجیب مسیر زندگی اش را دگرگون کرد. مسیح (ع) بر او ظاهر شد و نکوهش کرد که چرا مسیحیان را آزار می دهی؟ پولس در همان لحظه به مسیح (ع) ایمان آورد و انقلابی در شخصیت وی پدیدار شد و از مسیح (ع) مأموریت یافت که حامی دین جدید باشد.(8)
    پس از این اتفاق، سه سال از عمر خود را در بلاد عرب و دمشق گذراند و پس از آن به دیدار پطرس در اورشلیم رفت و سپس به انطاکیه روی آورد. به گفته ی برخی منابع تاریخی، پولس سه مسافرت تبلیغی عمده از شهر انطاکیه به نقاط مختلف کرده است که در نهایت در سفر سوم پس از طی شهرهای مختلف بالاخره به فلسطین رفت. خودش چنین اظهار می کند که در این سفر روح القدس با وی بوده است. برادران دینی، وی و همراهانش را از ورود به فلسطین منع کردند، چون از آزار یهودیان به وی ایمن نبودند. نصیحت یاران کارگر نیفتاد و او به اورشلیم رفت (58. م) و با یعقوب و دیگر سران کنیسه دیدار کرد.
    پولس تا یک قرن پس از مرگش تقریباً فراموش شده ماند ولی هنگامی که نخستین نسل های مسیحی از میان رفتند و روایات شفاهی حواریون محو شد و هنگامی که صدها گونه بدعت روح مسیحیت را بر هم زد، رساله های پولس چهارچوبی فراهم آورد تا نظامی با ثبات شکل گیرد که جماعات پراکنده را به صورت کلیسایی مقتدر گرد هم جمع کند. حتی با وجود این، پانزده قرن سپری شد تا "لوتر" پولس را رسول مذهب گردانید و "کالوِن" در آثار او عقیده تضاد را کشف کرد. کیش پروتستان نشانه ی پیروزی پولس بر پطرس و نهضت مذهبی  بنیادگرایی نشانه ی پیروزی پولس بر مسیح (ع) بود.(9)

    جان ناس در کتاب تاریخ جامع ادیان می نویسد: « پولس حواری(10) را غالباً دومین مؤسس مسیحیت لقب داده اند. مسلماً او در این راه جهاد بسیار کرد و فرقه ی طرفداران اصول و شرایع موسوی را مغلوب ساخت، ولی اهمیت او بیشتر از این جهت است که وی اصول لاهوت و مبادی الوهی خاصی به وجود آورد که سبب شد نصرانیت عالمگیر شود. از این جهت، پولس بزرگترین خدمت را در تحول غربی انجام داده است.»
    او صریحاً اعلام کرد که عمل ختان ـ که در آن موقع از جمله حادثترین مسئله ی تاریخ مسیحیت بود ـ وجوبی ندارد و همچنین رعایت حلال و حرام در طعام و شراب ضروری نیست و افراد بشر را به نجس و طاهر نباید تقسیم کرد. فرقه ی متعصبان و پای بندان به شریعت موسوی در کلیسای اورشلیم بر سر این قضایا با پولس حواری به مخالفت و نزاع برخاستند. وی در آن شهر با پطرس و یوحنا و یعقوب حواری مباحثه کرد و آنها به حمایت و تأیید عقاید او برخاستند، مشروط بر آن که دایره ی تبلیغ وی محدود به امم غیر مختون باشد و دیگر رسولان به دعوت از قوم مختون(11) بپردازند.(12)
    گرچه پولس در برخی مواضع به جهت تواضع، خود را کمترین رسولان دانسته و گفته است: «من کمترین رسولان هستم و لایق نیستم که به رسول خوانده شوم چون که بر کلیسای خدا جفا می رسد.»(13) خود را در حد بزرگترین رسولان نیز قرار داده، چنین گفته است: «مرا یقین است که از بزرگ ترین رسولان هرگز کمتر نیستم؛ اما هر چند در کلام نیز امّی باشم لیکن در معرفت نی؛ بلکه در هر امری نزد همه کس به شما آشکار گردیدم. آیا گناه کردم که خود را ذلیل ساختم تا شما سرافراز شوید؟»(14) وی خود را تأیید شده و در بردارنده ی روح القدس می پندارد: «من نیز گمان می کنم که روح خدا را دارم»(15)
    از کلمات پولس معلوم می شود که مجرد می زیسته است. در توجیه به زنان و مجردان گفته است: « لکن به مجردین و بیوه زنان می گویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند لکن اگر پرهیز ندارند نکاح بکنند زیرا که نکاح از آتش هوس بهتر است.»(16)
    سفرهای تبلیغی پر مشقّت، رویا رویی با مخالفان و استقامت بر نظرات خود، از او چهره ای صبور تصویر کرده است. عباراتی از کتاب مقدس اشاره می کند که پولس در ضمن موعظه اجرت می گرفت و صدقات کلیسا ها را نیز جمع آوری می کرد.(17) در رساله ی اول قرنتیان نوشت: « آیا اختیار خوردن و آشامیدن نداریم ... یا من و برنابا به تنهایی مختار نیستیم که کار نکنیم؟ کیست که هرگز از خرجی(کیسه) خود جنگ کند؟ یا کیست که تاکستانی غرس نموده از میوه اش نخورد یا کیست که گله ای بچراند و از شیر گله ننوشد.»(18)
    از تعالیم پولس بوی سازش با حاکمان به مشام می رسید. او پادشاهان را نمایندگان خداوند بر روی زمین می دانست و معتقد بود که سلسله مراتب را خداوند ترتیب داده و هر کس که با صاحبان قدرت مقابله کند با تقدیر خداوند مقابله کرده است. حاکم، خادم خداست که شمشیر را بیهوده برنمی دارد، پس باید مطیع حاکمان بود.(19)
    به این ترتیب، پولس می توانست طبقه ی فرهیخته و سرشناس امپراتوری را که از موقعیت اقتصادی رضایت بخشی برخوردار بودند جذب کند و با استفاده از منابع مالی آنان بینوایان را به آیین جدید دعوت کند. پشتوانه ی مالی پولس می توانست در میان یهودیان فلسطین و سرزمین های مجاور نیز پایگاهی مطمئن از هواداران به وجود آورد.(20)
    از کلمات پولس در رسالات مختلف چنین استنباط می شود که احتمالاً وی در رأس تشکیلاتی مرکب از افرادی چون تیموتائوس، لوقای طبیب، مَرقُس، اَپِلُّس، اپفراس، تیخیکس، فلیمون، ارسترخس، یُسطُس، دیماس، اَرخِپُّس، سلوانس، زیناس، انیسمیس و برخی افراد دیگر بود که وظیفه ی آنان تبلیغ مسیحیت پولس و جلوگیری از ترویج خط مشی پطرس بود.(21)
    بستانی، در شرح حال اپلس، اختلاف بین او و پطرس را به قدری عمیق می داند که چندین سال پس از مرگ پطرس، کلیسای روم در سال 95 میلادی مجبور به مداخله برای پایان دادن به اختلافات جناح طرفدار پولس و طرفداران پطرس شد.(22)،(23)

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:03
      برچسب ها : پولس ,مسیحیت ,پطرس ,آورد ,مسیح ,یهودی ,کتاب مقدس ,کلمات پولس ,کمترین رسولان ,پولس حواری ,پیروزی پولس

    به عنوان یک مسیحی، من چگونه میتوانم در زندگیم بر گناه چیره شوم؟

    کلام خدا منابعی را معرفی میکند که ما به وسیلۀ آنها میتوانیم درمقابله با گناهانمان، پیروز شویم.

    1) روح القدس: یکی از نعماتی که خداوند به ما (کلیسایش) بخشیده تا بوسیلۀ آن بتوانیم زندگی مسیحی پیروزمندی داشته باشیم، روح القدس است. در غلاطیان 16:5-25 خداوند اعمال جسم را با ثمرات روح القدس مقایسه میکند. در این قسمت از کلام، ما خوانده شدهایم که در روح قدم برداریم. همۀ ایمانداران روح القدس را دارند، اما این قسمت از کلام خدا به ما میگوید که باید در روح القدس قدم برداریم و خود را به کنترل او بسپاریم. به این مفهوم که پایهای ما باید در جایی گذارده شوند که روح راهنمایی میکند نه اینکه خواستههای جسم را متابعت کند.

    تغییری که روح القدس میتواند در زندگی ایماندار ایجاد کند، در زندگی پطرس به خوبی به تصویرکشیده شده است. او کسی بود که قبل از اینکه از روح القدس پُر شود، سه بار عیسی مسیح را انکار نمود؛ آن هم درست بعد از ادعایش مبنی بر متابعت مسیح حتی تا به موت. اما بعد از پُر شدن از روح القدس درروز پنطیکاست، خطاب به یهودیان ، او آشکارا و با اقتدار راجع به مسیح سخن گفت.

    قدم برداشتن در روح به این معنی است که شخص ایماندار بر آنچه کلام هدایت میکند سرپوش نگذارد (اول تسالونیکیان 5: 19 آن را "محزون کردن روح" مینامد). در عوض او در پی این است که از روح پُر شود (افسسیان 5: 18–21). یک فرد ایماندار چگونه میتواند از روح پُر شود؟ اول اینکه، این خداوند است که انتخاب میکند، همانطور که در عهد عتیق بود. خداوند در عهد عتیق اشخاصی را در موقعیتهای خاص برگزید تا اعمالی را که او خواسته بود به انجام رسانند (پیدایش 41: 38؛ خروج 31: 3؛ اعداد 24: 2؛ اول سموئیل 10: 10 و ...). من معتقدم که در افسسیان 5: 18–21 و کولسیان 3: 16 شواهدی وجود دارد که نشان میدهند خداوند اشخاصی را برای پُر شدن از روح انتخاب میکند که خود را از کلام خدا پُر نمودهاند. این مسئله از آن جهت مصداق دارد که با توجه به آیات فوق، نتایج هر دو نوع پُر شدن یکسان است. بنابراین، این مسئله ما را به منبع دیگری سوق میدهد.

    2) کلام خدا: کتاب مقدس در دوم تیموتائوس 3: 16–17 میگوید که خدا کلام خود را به ما داده است تا ما را به هر عمل نیکو تجهیز کند. این کلام به ما تعلیم میدهد که چطور زندگی کنیم، به چه چیزی اعتقاد داشته باشیم، و حتی راه غلطی را که در پیش گرفتهایم آشکار میسازد. کلام خدا ما را کمک میکند که دوباره به راه درست برگردیم و در آن استوار بمانیم. همانطور که عبرانیان 4: 12 میگوید، کلام خدا زنده و مقتدر است و قادر است عمیق ترین مشکلات لاینحل انسانی را برطرف نماید. نویسنده مزامیر در مزمور 119: 9، 11، 105 ودر آیات دیگر، راجع به قدرت کتاب مقدس در تبدیل زندگی مردم مینویسد . به یوشع تعلیم داده شده بود که رمز پیروزی او بر دشمنانش (تمثیلی برای جنگ روحانی ما ) در این بود که این کلام از دهانش دور نشود بلکه روز و شب در آن تفکر کند تا بهتر مَد نظرش باشد. این رمز پیروزی او در رسیدن به سرزمین وعده بود. یوشع از این فرمان الهی اطاعت نمود؛ حتی زمانی که دستورات خدا برای او غیر قابل درک بود.

    معمولاً کتاب مقدس منبع مهمی تلقی نمیشود . اغلب آن را با خود به کلیسا میبریم و شاید روزانه بخشهایی از آن را به عنوان عبادت روزانه قرائت میکنیم. اما اغلب آن را حفظ نمیکنیم، در آن تعمق نمیکنیم، به آن بعنوان عاملی کاربُردی در زندگی نگاه نمیکنیم، گناهانی را که آشکار میکند اعتراف نمیکنیم، و وقتی نشان میدهد که چه عطایائی به ما بخشیده شدهاند، خدا را شکر نمیکنیم. اغلب وقتی نوبت خواندن کلام خدا میرسد به انواع و اقسام امراض عصبی و روانی دچار میشویم. آنقدر کم از کلام تغذیه میکنیم که به لحاظ روحانی، فقط ما را زنده نگاه میدارد تا بتوانیم در جلاسات کلیسایی شرکت کنیم ( یعنی متاًسفانه، به اندازهای در کلام تغذیه نمیکنیم تا به مسیحیان سالم و قوی تبدیل شویم). بندرت از آن تغذیه می کنیم؛ هر گز آنقدردر آن تعمق نمیکنیم که از لحاظ روحانی، ما را اغناع کند.

    اگر مطالعۀ روزانۀ کلام خدا بر مبنای برنامهای هدفمند هنوز عادتتان نشده است و یا اینکه عادت نکردهاید قسمتهایی را که روح خدا بوسیلۀ آنها شما را تحت تأثیر قرار میدهد حفظ کنید، مهم است که به این نوع مطالعه کردن عادت کنید. حتی پیشنهاد میکنم که مطالبی را که یاد میگیرید در دفتری بنویسید ( اگر تایپ شما سریع است، از کامپیوتر استفاده کنید). عادت کنید تا زمانی که آنچه را از کلام گرفتهاید در دفتر خود ننوشتهاید، آنرا رها نکنید. وقتی خدا از طریق کلام نکات تاریک زندگیم را آشکار میکند، من برای تغییر آنها دعا میکنم و اغلب این دعاها را نیز یادداشت میکنم. کلام خدا چون ابزاری است دردست روح القدس که آنرا در زندگی ما و دیگران بکار میبرد (افسسیان 6: 17)، و یک قسمت اساسی و ضروری از سلاح روحانی است که خدا در نبَرد روحانی به ما داده است (افسسیان 6: 12– 18).

    3) دعا: این یکی دیگر از منابع مهمی است که خدا برای ما فراهم آورده است. دعا نیز یکی از منابعی است که مسیحیان زیاد راجع به آن صحبت میکنند وخیلی کم آنرا بکار میبرند. ما صحبت از جلسات دعا ، وقت دعا، ... میکنیم، اما هیچ وقت مثل کلیسای اولیه آنرا بکار نبردهایم (اعمال 3: 1؛ 4: 31؛ 6: 4؛ 13: 1–3 و ...). پولس مُکرراً خاطر نشان میسازد که چقدر برای مَردُمی که آنها را خدمت مینمود دعا کرده است. اما ما حتی برای خودمان نیز، این منبعی را که در اختیار داریم، مورد استفاده قرار نمیدهیم. اما خدا راجع به دعا وعدههای عجیبی داده است (متی 7: 7–11؛ لوقا 18: 1–8؛ یوحنا 6: 23–27؛ اول یوحنا 5: 14– 15). و باز پولس در متنی که در رابطه با آمادگی برای جنگ روحانی نوشته است دعا را نیز خاطر نشان میسازد (افسسیان 6: 18).

    چقدر مهم است؟ وقتی باز به پطرس نگاه میکنیم (پیش از آنکه مسیح را انکار کند)، سخنان مسیح را به یاد میآوریم. آنجا مسیح دعا میکند اما پطرس خوابیده است. مسیح او را بیدار میکند و میگوید: "بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض آزمايش نيفتيد! روح راغب است، ليكن جسم ناتوان." ( متی 41:26) همانند پطرس شاید شما هم میخواهید آنچه را صحیح است انجام دهید ولی خود را ناتوان میبینید. ما احتیاج داریم از هر نصیحت، تشویق، و تنبیه در کلام خدا اطاعت کنیم تا یاد بگیریم دائماً بجوئیم، بکوبیم، و بطلبیم ... و او نیز قوتی را که بدان نیاز داریم به ما خواهد بخشید. (متی 7:7) دعا باید چیزی عمیق تر از سخنان زبان ما باشد.

    من نمیگویم که دعا سحرآمیز است؛ اینطور نیست. خدا عجیب و پُر هیبت است. دعا صرفاً فرصتی است برای اقرار به محدودیت خود و نامتناهی بودن قدرت خداوند. با توجه به این دو حقیقت، در دعا ما به سوی او بازمیگردیم و به او توکل میکنیم تا برای انجام خواستههایش ما را تقویت بخشد.

    4) کلیسا: آخرین منبع، موردی است که ما اغلب از آن اجتناب میکنیم. وقتی مسیح شاگردان خود را فرستاد، او آنها را به شکل دو به دو گسیل نمود (متی 10: 1). وقتی در کتاب اعمال رسولان راجع به سفرهای بشارتی میخوانیم میبینیم که آنها تنها به سفر نمیروند بلکه اکثراً در گروههای دو نفره و یا بیشتر به اینگونه خدمات میپردازند. مسیح میگوید: "زيرا جايی كه دو يا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در ميان ايشان حاضرم" (متی 18: 20). همچنین خداوند به ما فرمان داده است که: "و ملاحظۀ يكديگر را بنماييم تا به محبت و اعمال نيكو ترغيب نماييم. و از با هم آمدن در جماعت غافل نشويم چنانكه بعضی را عادت است، بلكه يكديگر را نصيحت كنيم" (عبرانیان 10: 24–25). و به ما میگوید که: "نزدِ يكديگر به گناهان خود اعتراف كنيد" (یعقوب 5: 16). در ادبیات حکیمانۀ عهد عتیق آمده است: "آهن، آهن را تيز میكند، همچنين مَرد روی دوست خود را تيز میسازد" (امثال 27: 17). "ريسمان سه لا بزودی گسيخته نمیشود" (جامعه 4: 11-12). در تعدّد ، قوت بسیار وجود دارد.

    من افرادی را میشناسم که با خواهران و برادرانی که در مسیح یافتهاند بصورت حضوری و یا با تلفن در تماس میباشند. آنها جویای حال و احوال روحانی یکدیگر هستند و یکدیگر را از مشکلات پیش آمده مطلع میسازند. اینها با خود عهد بستهاند که برای یکدیگر دعا کنند. آنها خود را مسئول میدانند در اینکه کلام خدا را در روابطشان بکارگیرند.

    تغییرات، گاهی خیلی زود و در بعضی شرایط خیلی دیر، حاصل میشوند. اما خدا وعده داده است که اگر ما این منابع را در زندگی خود بکار گیریم، او زندگی ما را تغییر خواهد داد. هیچ وقت فراموش نکنید که او در وعدههای خود امین است.

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:03
      برچسب ها : کلام ,مسیح ,زندگی ,القدس ,میکند ,خداوند ,کتاب مقدس ,خاطر نشان ,نشان میسازد ,آنرا بکار ,کلام تغذیه

    میوه ی روح القدس چیست؟

    غلاطیان۲۳:۵-۲۲ به ما می گوید: " امّا ثمرۀ روح، محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری،فروتنی و خویشتنداری است. " میوه ی روح القدس اثر حضور او در زندگی یک مسیحی است. کتاب مقدس روشن می سازد که همه ی افراد در لحظه‌ای که به عیسی مسیح معتقد می شوند روح القدس را دریافت می کنند (رومیان۹:۸؛ اول قرنتیان ۱۳:۱۲؛ افسسیان ۱۴:۱-۱۳). یکی از اهداف اولیه ی ورود روح القدس به زندگی یک مسیحی ، تغییرآن زندگی است. این کار روح القدس است که ما را با تصویر مسیح مطابقت دهد، و ما را بیشتر شبیه او سازد.

    میوه ی روح القدس در تقابل مستقیم با اعمال طبیعت نفسانی در غلاطیان ۲۱:۵-۱۹ است : " اعمال نفس روشن است: بی‌عفتی، ناپاکی، و هرزگی؛بت‌پرستی و جادوگری؛ دشمنی، ستیزه‌ جویی، رشک، خشم؛ جاه‌ طلبی، نفاق، دسته‌بندی،حسد؛ مستی، عیاشی و مانند اینها. چنانکه پیشتر به شما هشدار دادم، باز می‌گویم که کنندگان چنین کارها پادشاهی خدا را به‌میراث نخواهند برد. " این عبارات همه ی مردم، ازطبقات مختلف ، هنگامی که مسیح را نمی شناسند و در نتیجه تحت تاثیر روح القدس نیستند را توصیف می کند. طبیعت نفسانی ما انواع خاصی از میوه را که منعکس کننده طبیعت ماست تولید می کند، و روح القدس انواع میوه را که منعکس کننده ماهیت اوست تولید می کند.

    زندگی مسیحی نبرد طبیعت نفسانی در برابر طبیعت جدید داده شده توسط مسیح است (دوم قرنتیان ۱۷:۵ ).به عنوان انسان هبوط کرده ما هنوز در بدنی که خواهان چیزهای گناه آلوده است اسیریم (رومیان ۲۵:۷-۱۴). به عنوان مسیحیان، ما روح القدس را درون خود داریم که میوه ی خود را در ما تولید می کند و قدرت او در دسترس ماست تا بر اعمال طبیعت نفسانی فائق بیاییم ( دوم قرنتیان ۱۷:۵، فیلیپیان ۱۳:۴). یک مسیحی هرگز به طور کامل در به بار آوردن همیشگی میوه ی روح القدس پیروز نخواهد بود.هر چند، این یکی از اهداف اصلی زندگی مسیحی است، به تدریج اجازه می دهیم که روح القدس به تولید بیشتر و بیشتر میوه های خود در زندگی ما بپردازد و اجازه می دهیم تا روح القدس خواسته های نفسانی را به تسخیر در آورد. خداوند می‌خواهد که زندگی ما نمایانگر میوه ی روح باشد و این با کمک روح القدس، امکان پذیراست.


     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:03
      برچسب ها : القدس ,میوه ,زندگی ,طبیعت ,نفسانی ,مسیحی ,طبیعت نفسانی ,زندگی مسیحی ,اعمال طبیعت ,اعمال طبیعت نفسانی

    اگر من مسیحی شوم، خانواده ام مرا ترد خواهند کرد و به طرز وحشتناکی در جامعه ام جفا خواهم دید. چه باید

    ایماندارانی که در کشورشان آزادی مذهب دارند به سختی می توانند درک کنند سایر برادرانشان در کشورهائی که آزادی مذهب وجود ندارد مسیح را به چه قیمتی پیروی می نمایند. برخلاف دید و تجربۀ ضعیف ما، کتابمقدس (کلام زندۀ خدا که محدود به زمان و مکان نیست) درک جامعی از تجربیات و مصیبت های زندگی دارد. عیسی مسیح به وضوح فرمود که برای پیروی او باید بها پرداخت. در واقع برای پیروی او باید حاضر شد تا تمام دار و ندار خود را فدا کرد. مسیح به آنانی که دنبالش راه افتاده بودند فرمود: "هر که خواهد از عقب من آید خویشتن را انکار کند و صلیب خود را برداشته مرا متابعت نماید." (مرقس 34:8) صلیب یکی از راههای مرگ بود؛ و مسیح این نکته را روشن ساخت که پیروی او به مفهوم مُردن نسبت به خویش (امیال باطنی) است. برای نائل آمدن به یک حیات تازه در عیسی مسیح، لازم است علائق و تمایلات ما مصلوب گردند زیرا هیچکس نمی تواند دو آقا را خدمت کند (لوقا 13:6). البته آن حیات جدید بسی عظیم تر و با ارزش تر از تمام چیزهائی است که ما در این دنیا بدست می آوریم.

    در ضمن، پیروی عیسی مسیح می تواند به قیمت از دست دادن دوستان و خانواده برای ما تمام شود. در انجیل متی 32:10-39 عیسی توضیح می دهد که آمدن او باعث جدائی پیروانش از اهل بیت شان خواهد شد؛ طوری که اگر مسیح را کمتر از خانوادۀ خود محبت کنید، شایستۀ شاگردی او نیستید. حتی اگر به خاطر حفظ صلح در خانوادۀ زمینی خود مسیح را انکار کنیم، او نیز ما را در آسمان انکار خواهد کرد. و اگر عیسی مسیح ما را انکار کند، از ورود ما به بهشت ممانعت خواهد شد. ولی اگر حاضر باشیم به هر قیمتی که شده باشد او را نزد مردم اقرار کنیم، عیسی مسیح به پدر خود خواهد فرمود: "این ها از آن من هستند ... آنها را به داخل ملکوت خود بپذیر." بر اساس متی 44:13-45 حیات جاودانی مروارید گرانبهائی است که اگر برای بدست آوردن آن همۀ اموال خود را بدهید زیان نکرده اید. منطقی نیست که به این زندگی کوتاه و گذرا بچسبیم و ابدیت را از دست بدهیم. "زیرا که شخص را چه سود دارد هرگاه تمام دنیا را ببرد و نفس خود را ببازد؟" (مرقس 36:8) جیم الیوت مُبشری بود که در راه رسانیدن مژدۀ نجات مسیح به قبیله های هُوآاُرانی در اکوآدور کشته شد. او می گوید: "کار احمقانه ای نیست اگر آنچه را نمی توانید نگاه دارید فدای آن چیزی کنید که نمی توانید از دست بدهید."

    عیسی همچنین روشن ساخت که جفا کشیدن بخاطر او غیر قابل اجتناب است. اوما را تشویق می کند که جفا را قسمتی از پیروی مسیح بدانیم و زمانی که مورد جفا هستیم خود را تسلی دهیم. او حتی جفا دیدگان را متبارک خواند و فرمود: "خوش باشید و شادی عظیم نمائید زیرا اجر شکا در آسمان عظیم است." (متی 10:5-12) او به خاطر ما می آورد که قوم او همیشه جفا دیده اند. انبیای عهد عتیق جفا دیدند، تحقیر شدند، شکنجه شدند، کشته شدند و در یک مورد با شمشیر از وسط بُریده شدند! (عبرانیان 37:11) تمام رسولان (بجز یوحنا که به جزیرۀ پطمس تبعید شد) بخاطر انجیل عیسی مسیح به قتل رسیدند. روایات حاکی بر آنند که پطرس درخواست کرد تا به صورت وارانه مصلوب شود زیرا خود را شایسته نمی دانست به مانند آقایش (عیسی خداوند) به صلیب زده شود. این همان پطرس رسول است که در اولین رسالۀ خود چنین می نویسد: "اگر به خاطر نام مسیح رسوائی می کشید خوشابحال شما زیرا که روح جلال و روح خدا بر شما آرام می گیرد." (اول پطرس 14:4) پولس رسول نیز بدلیل موعظه در بارۀ عیسی زندانی شد، کتک خورد، و بارها سنگسار گردید اما در مقایسه با جلالی که می دانست منتظرش بود تمام این جفاها را ناچیز شمرده حتی نخواست آنها را ذکر کند. (رومیان 18:8)

    در حالی که برای پیروی مسیح بایستی بهای گرانقدری پرداخت، ولی نباید فراموش کرد که شاگردی مسیح برکات زمینی و سماوی نیز به همراه دارد. عیسی مسیح وعده داده است که هر روزه تا انقضای عالم با ما باشد (متی 20:28)؛ او ما را هرگز رها و یا ترک نخواهد کرد (عبرانیان 5:13)؛ او از دردها و مصیبت های ما با خبر است زیرا بخاطر ما متحمل درد شد (اول پطرس 21:2)؛ محبت او نسبت به ما لایتناهی است، و هرگز ما را فوق از طاقت آزمایش نمی کند، و همیشه راهی برای رهائی از تجربیات فراهم می سازد (اول قرنتیان 13:10). اگر در خانواده و یا فرهنگ خود اولین شخصی هستیم که به عیسی مسیح ایمان آورده ایم، به عنوان افراد خانوادۀ الهی سفیران او هستیم تا پیغام نجات در عیسی را به محبوبان خود و به دنیا اعلام کنیم. در این حالت خدا قادر است ما را به مانند اسباب دست خود بکار گیرد تا نجات یافتگان را به سوی خود بکشاند، و شادی غیر قابل تصور و عظیم الوصفی به ما بدهد.

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:03
      برچسب ها : مسیح ,عیسی ,پیروی ,تمام ,عظیم ,پطرس ,عیسی مسیح ,برای پیروی ,پیروی مسیح ,روشن ساخت ,دارد عیسی

    «افزایش گرایش به مسیحیت بین مسلمان‌زادگان ایران»

    استاندار تهران از برخورد شدید با مسیحیان تبشیری خبر داده است. یک کشیش در گفت‌وگو با دویچه‌وله این عنوان را ساخته دولت ایران می‌داند و افزایش گرایش مسلمانان به مسیحیت را انگیزه برخوردهای اخیر با مسیحیان می‌داند.

    «برخی از مسیحیان تبشیری در تهران شناسایی و دستگیر شده‌اند.» مرتضی تمدن استاندار تهران سه‌شنبه ۱۴ دیماه ۱۳۸۹ و در جریان افتتاح یک مجموعه مذهبی در تهران با اعلام این خبر، درباره آنچه "راهکارهای مقابله با تهاجم فرهنگی" خواند، افزوده است: «اخیرا با جریان موسوم به تبشیری که به ترویج فرق کاذب، انحرافی و فاسد می‌پرداخت، برخورد شد.» استاندار تهران مسیحیان تبشیری را با "طالبان" و "وهابیون" مقایسه کرده و از "وارد کردن ضربه اولیه" به آن‌ها سخن گفته است.

    همچنین او از "وارد کردن ضربه نهایی" به مسیحیان تبشیری در آینده نزدیک خبر داده است. مسیحیان تبشیری کیستند؟ در سایت "شبکه خبر مسیحیان فارسی‌زبان" چنین آمده است: "نام مسیحیان تبشیری که توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، اشاره به مسیحیانی دارد که در بین مسلمانان فعالیت‌های تبلیغی مسیحی می‌کنند.»

    این در حالی است که در ماه‌های گذشته، دستگیری مسیحیان و برخورد با کلیساهای خانگی نیز در ایران افزایش یافته است. در مهرماه ۱۳۸۹ روزنامه"جمهوری‌اسلامی" خبر از "کشف و برخورد با ۲۰۰ کلیسای خانگی" در شهر مشهد داده بود. سایت‌های حقوق‌بشری نیز در ماه‌های گذشته خبر از دستگیری حداقل سه کشیش در شهرهای رشت، کرج و اصفهان داده‌اند.

    کشیش مدبر، سردبیر سایت "شبکه خبر مسیحیان فارسی‌زبان" در گفت‌وگو با دویچه وله از کم و کیف برخوردهای اخیر با مسیحیان در ایران می‌گوید.

     

     

    دویچه‌ وله: استاندار تهران خبر از برخورد با سران "مسیحیان تبشیری" داده است. ابتدا اصولاً در مسیحیت، چیزی به اسم "مسیحیان تبشیری" وجود دارد؟ به چه کسانی "مسیحی تبشیری" اطلاق می‌شود؟

    کشیش مدبر: ممنون از اینکه در اینباره می‌پرسید. مدت‌ها است که جهان خبری نسبت به کلیساهای فارسی‌زبان توجهی نشان نمی‌دهد. باید بگویم که کلیسای تبشیری یا مسیحیان تبشیری، مسیحیانی هستند که خبر نجات انجیل سلامتی را به سایر مردم می‌رسانند. این نامی است که جمهوری اسلامی بر روی کلیسای زنده‌ی خداوند گذاشته است. این نوع کلیسا همیشه بوده و خواهد بود.

    شما به عنوان سردبیر سایت "مسیحیان فارسی زبان"، ممکن است در مورد اخباری که در این سایت منتشر می‌شود توضیحی بدهید؟ مثلاً خبر برخورد با کشیش‌ها در اصفهان، کرج، رشت و... یا خبر برخوردهایی که با کلیساهای خانگی در تهران شده است،این اخبار چگونه به دست شما می‌رسد؟

    وقتی مسیحیان فارس زبان و نوکیشان مسیحی در ایران بازداشت می‌شوند و مسائلی از این قبیل برایشان پیش می‌آید، اقوامشان یا شاهدان عینی این اخبار را به ما می‌رسانند. همینطور اتفاقاتی که در کرج، اصفهان و همدان افتاده است. از طریق کسانی که یا شاهد عینی ماجرا بوده‌اند و یا از منابع کاملاً موثق به دست ما رسیده است.

    برخورد مقامات دولتی ایران با مسیحیان در ماه‌های اخیر در ایران به چه نحو بوده است؟

    اخباری که از داخل زندان می‌رسد، زیاد نیست…

    منظورم اخبار داخل زندان نبود. مثلاً برخورد در همدان چگونه بوده و یا با کلیساهای خانگی چه برخوردی شده است؟ یا دستگیری کشیش ربانی در اصفهان به چه شکل بوده است؟

    کشیشی که در اصفهان دستگیر شده ، از کلیسای "جماعت ربانی" است و بین برادران و خواهران ارامنه خدمت می‌کرده است. سالهاست که جمهوری اسلامی اجازه نمی‌دهد فارسی‌زبان‌ها برای شنیدن اخبار انجیل به کلیسا بروند یا در جلسات آزاد کلیسایی شرکت کنند.

    برخلاف قوانین جمهوری اسلامی و قوانینی که در قانون اساسی مورد تایید است، شنیدن یا اعلام عقاید در ایران ممنوع است؛ به‌خصوص بین مسیحیان.

    مدت‌ها است که در کلیسای اصفهان، جماعت فارسی‌زبان حضور ندارد. همین‌طور در تهران و سایر شهرها، کلیساها به‌دستور جمهوری اسلامی تعطیل شده است. مشهد، اهواز و همدان جزو شهرهایی هستند که کلیساهای کاملاً رسمی آنها به این بهانه تعطیل کرده‌اند.

    این از جهتی به نفع کلیسا و از جهت دیگر به ضرر کلیسا است. به این دلیل که جلسات رسمی نمی‌تواند برگزار شود، اما این جلسات به‌شکل مخفیانه در خانه‌ها برگزار می‌شود.

    آقای مدبر، آیا برخوردهای اخیر با مسیحیان در ایران با نوکیشان مسیحی، یعنی کسانی که تازه مسیحی شده‌اند، صورت گرفته است؟

    عموماً کسانی که با زمینهی اسلامی، مسیحیت را پذیرفته‌اند. عنوان نوکیشان مسیحی به این عزیزان اطلاق می‌شود. اما بین برادران ارامنه آشوری که به نوکیشان مسیحی خدمت می‌کردند یا مسیحیان فارسی‌زبان، این فشارها بیشتر است.

     

     

    چون مقامات جمهوری اسلامی ایران همیشه نگران این بوده‌اند که مردم باور دیگری را جایگزین باور قدیمی خودشان کنند. سالها این نگرانی بوده است؛ تا جاییکه حتی در مجلس جمهوری اسلامی، دو سال پیش نماینده‌ی کرج به کلیسای فارسی‌زبان حمله کرد. چون سالانه بیش از ۵۰هزار نفر از مسلمان‌زاده‌ها به کلیسای مسیح ایمان می‌آورند.

    به‌تازگی، وزیر اطلاعات ایران هم نسبت به رواج مسیحیت در مدارس ایران هشدار داده است. شما در باره‌ی علت برخورد چند ماه اخیر با مسیحیان ایران، چه فکر میکنید؟ چرا به‌یکباره شدت برخوردها افزایش پیدا کرده است؟ تحلیل شما چیست؟

    این برخوردها و این شدت همیشه بوده است. متأسفانه همیشه جهان رسانه‌های نسبت به کلیسای فارسی‌زبان در ایران کم‌توجه بوده است. جفایی که بر کلیسای فارسی‌زبان در ایران می‌رود، خیلی جدید نیست. می‌توانم این را با قوت بگویم که از شروع انقلاب اسلامی در ایران، این فشار به کلیسای فارسی‌زبان ایران آمده است. امیدی هم نداریم به این زودی به‌پایان برسد. چون این سیاست همیشگی نظام اسلامی ایران بوده و تصور می‌رود بعد از این هم پابرجا بماند.

    اما در ماه‌های اخیر، گاهی بر اساس اتفاقاتی که در ایران یا سایر نقاط دنیا می‌افتد، برای جلب یا تغییر توجه مخاطبین، فشار را به کلیسا کمتر یا بیشتر می‌کنند. مدتی گروه‌های بهایی، گاهی یهودیان و گاهی هم مسیحیان در اوج فشار هستند. این روزها فشارها متعلق به کلیسای فارسی‌زبان است.

    من امیدی برای کم شدن یا تقلیل این فشار نمی‌بینم. آنچه به آن اهمیت می‌دهم این است که توجه جهانیان نسبت به اتفاقات و فشاری که به کلیسای فارسی‌زبان در ایران می‌آید جلب شود. کلیسایی که ایمان و اعتقاد به صلح جهانی دارد و هیچوقت تفکرات سیاسی، مقابله یا براندازی نداشته است.

    استاندار تهران اعلام کرده که ضربه‌ی اولیه به مسیحیان تبشیری وارد شده و ضربات نهایی نیز به آنها وارد خواهد شد. شما آینده را چگونه می‌بینید؟ فکر می‌کنید برخوردهای بیشتری با کلیسای خانگی خواهد شد؟

    امروزه کلیساهای خانگی بسیاری در ایران هستند. امروز فقط نوکیشان مسیحی در همدان، اصفهان و تهران و کرج زیر فشار نیستند. بلکه در تمامی شهرهای ایران کلیساهای خانگی تحت فشار هستند. فرزندان نوکیشان مسیحی، اجازه‌ی رفتن به مدرسه را ندارند، اگر ملک یا مغازه‌ای دارند، اگر شغل دولتی دارند، برکنار می‌شوند. فقط به این‌خاطر که مسیح را به عنوان نجات‌دهنده‌ی خودشان پذیرفته‌اند. کلیسای ایران، بعد از انقلاب اسلامی همیشه تحت جفا بوده است. من فکر می‌کنم مهم است که جهان نگاه تازهای به کلیسای فارسی‌زبان بیندازد.

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:04
      برچسب ها : مسیحیان ,کلیسای ,تبشیری ,فارسی‌زبان ,تهران ,بوده ,مسیحیان تبشیری ,کلیسای فارسی‌زبان ,کلیساهای خانگی ,استاندار تهران ,نوکیشان مسیحی ,شبکه مسیحیان فارسی‌زبان

    سال نو میلادی 2016

     4 دی (25 دسامبر) مصادف با آغاز جشن کریسمس 
    - 11 دی (1 ژانویه ) مصادف با  آغاز سال نو میلادی 2016

     

    بر اساس سنتي ديرينه، مسيحيان ابتداي سال را اول ژانويه مي‌دانند. (همانگونه كه ما ايرانيان ابتداي سال خود را روز اول فروردين مي‌دانيم و اعراب ابتداي سال خود را ماه محرم مي‌دانند) و شروع سال، غير از مبدأ سال است.

    مبدا تاريخ نزد مسيحيان تولد حضرت عيسي مسيح (ع) است كه اتفاقا در روز 25 ماه دسامبر واقع شده يعني يك هفته مانده به تحويل سال نو میلادی (همانگونه كه مبدا تاريخ شمسي ما ايرانيان و سال‌هاي قمري: 12ربيع الاول مصادف با هجرت پيامبر از مكه به مدينه است اما ابتداي سال، فروردين ماه در سال شمسي و محرم در ماه‌هاي قمري است).

     

    در کشورهایی که از تقویم میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار میگردد. در حال حاضر، جشن گرفتن سال نو یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی میباشد. در شب ۳۱ دسامبر هر سال، آخرین روز یک سال میلادی و روز قبل از روز سال نو در بسیاری از کشورهای جهان، عموما قاره‌های اروپا، آمریکا، استرالیا و بخش‌هایی از آسیا و آفریقا مراسم سال نو برگزار میشود. در فرهنگ جدید غرب این روز با گردهمایی‌هایی در مجالس و مهمانی‌ها برگزار میشود که انتقال سال را ساعت ۱۲:۰۰ شب جشن می‌گیرند.

     

    بسیاری از فرهنگ‌ها در این شب از آتش‌بازی و دیگر روش‌های پرصدا برای جشن گرفتن استفاده می‌کنند. شب سال نو به صورت جهانی مطابق با تولد مسیح یا عرف‌نامه پس از میلاد در کشورهای مسیحی و حتی غیر مسیحی در ۳۱ دسامبر برپا میشود. شب سال نو همچنین به عنوان هفتمین روز کریسمس در مسیحیت غربی شناخته میشود.

    چرا سال میلادی از اول ژانویه آغاز می‌شود؟
    دلیل خاصی برای آغاز شدن سال میلادی از اول ژانویه ذكر نشده است زیرا اقوام مختلف هر كدام روزی را مبدأ سال خود قرارداده اند. مثلاً سال نو مقدونی ها در زمان اسكندر از پاییز شروع می شد و یونانی ها وسط تابستان را مبدأ سال خود قرار می دادند و ایرانی ها هنوز كه هنوز است روز اول بهار را نوروز می دانند.


    مسیحی هایی كه اول ژانویه را مبدأ سال میلادی قرار می دهند مدیون رومی ها هستند، در عصر امپراتوری روم روال كار براین بود كه كلیه مقامات مملكتی روز ۱۵ مارس (۲۶ اسفند) را روز آغاز خدمت قرار می دادند حتی قیصرها و كنسول های رومی نیز در این روز وارد عرصه كار می شدند. لیكن چون كنسول (فول دیویس نوبیلیور) به دلایلی چند موفق نشد در روز ۱۵ مارس زمام امور را به دست بگیرد و این مهم پس از مدتی تعویق در روز اول ژانویه میسر شد، آن روز را آغاز كار اعلام كردند. ژولیوس سزار هم به یك ژانویه وفادار ماند.


    در سال ۴۶ قبل از میلاد، تقویم ژولیانی به دستور ژولیوس سزار تنظیم شد در این تقویم نه فقط اول ژانویه اول سال شناخته شد بلكه خود سال نیز به ۳۶۵‎/۲۵ روز تقسیم شد، زیرا همین مدت لازم بود تا زمین یك بار به دور خورشید گردش كند. به پاس این خدمت تقویم مذكور را ژولیانی گفتند و به پاس بزرگداشت ژولیوس سزار نام او را روی ماه ژوئیه (ژولیوس) نهادند.

     

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    دوشنبه 05 بهمن 1394 ساعت 19:35:04
      برچسب ها : ژانویه ,میلادی ,آغاز ,ژولیوس ,تقویم ,مبدأ ,ژولیوس سزار ,برگزار میشود ,مبدا تاريخ ,میلادی 2016

    عيد پسح چيست؟

    پسح یکی از اعیاد سه گانه یهودیان است که به نام پیامبر بزرگوار بنی اسرائیل - حضرت موسی- مزین شده و نتیجه رسالت او از سوی خداوند متعال برای آزادی بنی اسرائیل و همه انسانها از بردگی است. 
    ازآنجا که این عید کلیمیان اوایل فصل بهار برگزار می شود، بنابراین، آن را جشن بهار نیز نامیده اند.

    نزدیکی عید پسح با نوروز - عید باستانی ایرانیان (در بیشتر سالها)- موجب شده است که مراسم پسح در میان ایرانیان کلیمی با شکوه و مراسم ویژه ای انجام شود و افزون بر مراسم مذهبی، سنتهای جاری نوروز چون دید و بازدید خانواده ها اجرا شود .

    این جشن یادآور واقعه خروج بنی اسرائیل از مصر و آزادی از ظلم و ستم فرعون است و به مدت هشت روز ادامه دارد، در تمام این روزها استفاده از گندم و جو و یا فرآورده های حاصل از آنها به صورت تخمیر شده ممنوع است و به جای آن از نان فطیر ویژه ای به نام مصا استفاده می شود.

    عید پسح افزون بر مراسم و احکام مقدس خاص خود، پیام آزادی را نیز به تمام انسانها اعلام می کند. خداوند مایل است که انسانها از اسارت و بندگی همنوعان و نیز از بندگی امیال نفسانی خویش خارج شوند و خالصانه به عبادت و کسب رضای خالق خود مشغول شوند. پسح، بیانگر مفهوم مقدس و الهی آزادی است، یعنی، آزاد شدن از آرزوهای پوچ و تباهی پذیر دنیا و تلاش برای اجرای خواسته های خالق جهان.

    در دو شب نخست این عید همه افراد خانواده دور هم جمع شده و حکایت خرج بین اسرائیل از مصر را از کتاب ویژه مراسم پسح به نام "هگادا" تلاوت می کنند و به شکرانه خلاصی از روزگار تلخ زمان فرعون نان فطیر و خوراکی های ویژه ای تناول می کنند و از کتاب مزامیر داوود نیز سرودهایی می خوانند.

     

     

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 08 بهمن 1394 ساعت 13:28:33
      برچسب ها : مراسم ,اسرائیل ,آزادی ,ویژه ,انسانها

    آیا عیسی واقعا در 25 دسامبر تولد یافت؟

     

    قرن هاست که ما مسیحیان 25 دسامبر را به عنوان تولد عیسی مسیح جشن می گیریم. ما معتقدیم که به دلایل زیر این تاریخ، تاریخ مناسبی برای تولد عیسی نیست:

    1- در لوقا 2: 1-3 درباره یک سرشماری صحبت شده و گفته شده که یوسف و مریم برای انجام این سرشماری سفر کردند. سفرشماری هیچوقت در چله زمستان انجام نمی شد. دلیلش هم این است که وضعیت جوی سفر به شهر اجدادی1 مردم را برای آنها دشوار می کرد. در واقع در همین عصر ما هم که عصر مسافرت های سریع است، معمولاً سرشماری ها در شرایطی انجام می شوند که اوضاع جوی مساعد باشد. بنابراین تولد عیسی در 25 دسامبر و سرشماری در آن تاریخ با هم جور در نمی آیند.

    2- به علاوه، آیه 8 می گوید که شبانان با گوسفندان خود در صحرا به سر می بردند. این هم دلیل دیگری است که نشان می دهد عیسی در 25 دسامبر متولد نشده است. زیرا شبانان در ماه دسامبر به دلیل سردی هوا گله های خود را به صحرا نمی بردند. آدام کلارک در این مورد می گوید:

    " از آنجایی که شبانان گله های خود را به آخور برنگردانده بودند، احتمال این می رود که ماه اکتبر هنوز آغاز نشده بود. در نتیجه، وقتی می خوانیم که گله ها در صحرا به سر می بردند، باید بدانیم که خداوند ما در 25 دسامبر مولود نشده است.... به همین دلیل ایده تولد عیسی در ماه دسامبر باید رد شود. " 
    ( نقل قول از آر-ای وودرو: بابیلون میستری رلیجن "انجمن شرکت رالف وودرو اونجلیکال، 1966، چاپ 1992 صفحه 141 گرفته شده است.)

    با توجه به حقایق بالا، تاریخ 25 دسامبر اصلاً تاریخ مناسبی برای تولد مسیح نیست. پس چرا تولد عیسی مسیح را در این تاریخ جشن می گیریم؟ دلیل چیزی نیست جز اینکه، بت پرستانی که مسیحی شدند، رسوم و سنت های خود را هم با خود آوردند. همانطور که جی فریزر می گوید:

    " بزرگترین فرقه منحرف بت پرستی که تاریخ 25 دسامبر را برای تولد مسیح در جهان روم و یونان جا انداخت میتراییسم ها ( خورشید پرستان ) بودند ... این جشن زمستانی در آیین میتراییسم، "میلاد " یا " میلاد خورشید " نام داشت
     ( جی فریزر را مشاهده کنید: "شاخه طلایی "، نیویورک، شرکت مکمیلان، چاپ 1935 صفحه 471.)

    حتی منبع بنیادگرایی مانند "دایره المعارف کاتولیک" هم اعتراف می کنند که جشنی مربوط به میتراییسم دلیل جشن گرفتن تولد مسیح در 25 دسامبر توسط مسیحیان است:

    " جشن بسیار معروف " میلاد خورشید شکست ناپذیر " که در 25 دسامبر گرامی داشته می شد، از دلایل بسیار تأثیرگذار در گرامی داشتن تولد مسیح در دسامبر داشت"
     ( " دایره المعارف کاتولیک "، نیویورک، انتشارات رابرت اپلتون، چاپ 1911 صفحه 725 را مطالعه فرمایید. این نقل قول از آر وودرو، اوپ.سایت. صفحه 143 گرفته شده است)

    از ارجاعات بالا2 مشخص است که تاریخ تولد مسیح 2 دسامبر نیست. بلکه روزی است که بت پرستان تولد خورشید را جشن می گرفتند. این بت پرستان وقتی مسیحی شدند، مراسم بت پرستی خود را هم با خود آوردند. در چنین شرایطی کلیسا تصمیم گرفت بجای سرکوب و مقابله با این رسومات، به آنها معنا و مفهومی مسیحی بدهد. بنابراین، " میلاد خورشید، خدای آنها" به " میلاد پسر خدای یگانه " تبدیل شد. متأسفانه این فقط یکی از مراسم های بت پرستان است که به آن معنایی مسیحی داده شده و مسیحیان زیادی در دنیا آنرا دنبال می کنند.

    منظور من از سخنان بالا این نیست که ما باید با جشن گرفتن میلاد مسیح در 25 دسامبر مقابله کنیم و یا اینکه باید بر سر تاریخ کریسمس با خانواده هایمان جر و بحث کنیم. تاریخ تولد مسیح آنقدر ها اهمیت ندارد. چیزی که اهمیت دارد این است که مسیح مولود شد !!! اما این هم مهم است که این چیز ها را بدانیم و اجازه ندهیم توسط سنت های گوناگون انسانی لغزش بخوریم.

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 20 اسفند 1394 ساعت 11:00:06
      برچسب ها : دسامبر ,تولد ,مسیح ,تاریخ ,عیسی ,میلاد ,تولد مسیح ,تولد عیسی ,برای تولد ,دایره المعارف ,المعارف کاتولیک ,دایره المعارف کاتولیک

    موعظه سر کوه عیسی مسیح (راز خوشبختی انسان)

    خوشا بحال کسانی که نیاز خود را به
    خدا احساس می کنند ،  زیرا ملکوت 
    آسمان از آن ایشان است.خوشا بحال
    ماتم زدگان،زیرا ایشان تسلی خواهند
    یافت.خوشا بحال فروتنان، زیراایشان
    مالک تمام جهان خواهند گشت.خوشا
    بحال  گرسنگان و تشنگان  عدالت ،
    زیرا سیر خواهند شد.
    خوشا بحال آنان که  مهربان  و با-
     گذشتند ، زیرا از دیگران گذشت خواهند دید. خوشا بحال  پاک دلان ، 
    زیرا خدا را خواهند دید . خوشا بحال آنانکه برای برقراری صلح  در
    میان مردم  کوشش می کنند ، زیرا ایشان  فرزندان خدا نامیده خواهند
    شد . خوشا بحال آنان که  به سبب  نیک  کردار بودن آزار می بینند ،
    زیرا از برکات  ملکوت آسمان  بهره مند خواهند شد . هر گاه  بخاطر
    من  شما را ناسزا گفته شاد باشید ، زیرا در آسمان پاداشی بزرگ  در
    انتظار شماست.
    پس نور خود را پنهان نسازید ، بلکه بگذارید نور شما بر مردم بتابد،
    تا کارهای نیک شما را دیده پدر آسمانی تان را تمجید نمایند.
     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 20 اسفند 1394 ساعت 11:00:06
      برچسب ها : بحال ,خواهند ,خوشا , خوشا ,ایشان ,آسمان ,خوشا بحال , خوشا بحال ,بحال آنان

    عیسی مسیح پیام او و انتخاب شما

    «من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند.‏» —‏ یوحنّا ۱۰:‏۱۰‏،‏ ه‍ن.‏

    در واقع عیسی مسیح به زمین آمد و در راه انسان‌ها ایثار و ازخودگذشتگی کرد.‏ او با خدمت خود هدیه‌ای پرارزش به انسان‌ها تقدیم نمود.‏ این هدیه پیامی بود که حقیقت را در مورد خدا و مقصود او آشکار می‌ساخت.‏ آنانی که این پیام را می‌پذیرند هم‌اکنون می‌توانند از زندگی‌ای بهتر بهره‌مند شوند.‏ میلیون‌ها نفر از مسیحیان واقعی گواهی بر این امرند.‏* در بطن پیام عیسی این نکته نهفته است که او زندگی کامل خود را در راه ما فدا می‌سازد.‏ این پرارزش‌ترین هدیه‌ای است که او به ما تقدیم نمود.‏ در حقیقت،‏ زندگی ابدی شما در گرو پذیرش این پیام مهم است.‏

    خدا و مسیح چه عطیه‌ای را به ما ارزانی داشته‌اند؟‏ عیسی می‌دانست که مرگی بس دردناک به دست دشمنانش خواهد داشت.‏ (‏متّیٰ ۲۰:‏۱۷-‏۱۹‏)‏ با این حال،‏ در سخنان معروف او در یوحنّا ۳:‏۱۶ می‌خوانیم:‏ «خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانهٔ خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد [«ایمان ورزد،‏» د ج‏]،‏ هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.‏» عیسی همچنین گفت که آمده است تا «جان خود را در راه بسیاری فدا سازد.‏» (‏متّیٰ ۲۰:‏۲۸‏)‏ چرا عیسی گفت که باید جانش را در راه بسیاری دهد؟‏

    خدا با محبت بی‌کرانش تدارکی را دید که انسان‌ها بتوانند از بیماری،‏ مرگ،‏ نقص و گناه رهایی یابند.‏ او یگانه مولود خود را به زمین فرستاد تا زندگی خود را قربانی سازد.‏ عیسی نیز با میل و رغبت از خدا پیروی کرد و زندگی کامل و بی‌نقص خود را در راه ما داد.‏ کتاب مقدّس این موهبت الٰهی را فدیه می‌نامد.‏ این بی‌نظیرترین هدیهٔ خدا به بشر است.‏ پذیرفتن این هدیه ما را به زندگی ابدی رهنمون می‌سازد.‏*

    شما چه تصمیمی دارید؟‏ فدیه هدیه‌ای از طرف خدا برای همهٔ انسان‌هاست.‏ آیا شما این هدیه را می‌پذیرید؟‏ پاسخ به این سؤال به انتخابتان بستگی دارد.‏ به مثالی توجه کنید.‏ تصوّر کنید که کسی به شما هدیه‌ای می‌دهد.‏ تنها زمانی این هدیه به شما تعلّق خواهد داشت که آن را بپذیرید.‏ به همین شکل فدیه عطیه‌ایست که یَهُوَه خدا به شما تقدیم کرده است،‏ اما تا زمانی که آن را نپذیرید از آن شما نخواهد بود.‏

    عیسی گفت کسی که همواره به او ایمان ورزد زندگی ابدی را خواهد یافت.‏ در حقیقت ما باید روزانه ایمانمان را در عمل نشان دهیم.‏ (‏یعقوب ۲:‏۲۶‏)‏ ایمان ورزیدن به عیسی به این معناست که در زندگی خود گفتار و اَعمال عیسی را سرمشق قرار دهیم و مطابق با آن رفتار کنیم.‏ برای نایل آمدن به این امر باید عیسی و پدرش را به خوبی بشناسیم.‏ عیسی گفت:‏ «حیات جاودانی این است که تو را خدای واحدِ حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند.‏» —‏ یوحنّا ۱۷:‏۳‏.‏

    عیسی بیش از ۲۰۰۰ سال پیش پیامی را با دیگران سهیم شد.‏ این پیام زندگی میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان دگرگون ساخته است.‏ آیا مایلید در مورد پیام عیسی اطلاعات بیشتری کسب کنید؟‏ آیا شما و عزیزانتان می‌خواهید از این پیام نه فقط اکنون بلکه تا ابد بهره‌مند شوید؟‏ شاهدان یَهُوَه با کمال میل به شما یاری خواهند رساند.‏

    در مقالات بعدی،‏ در مورد زندگی عیسی مسیح آشنایی بیشتری پیدا خواهید کرد.‏ پیام او می‌تواند زندگی شما را تا به ابد تغییر دهد.‏

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 20 اسفند 1394 ساعت 11:00:06
      برچسب ها : عیسی ,زندگی ,پیام ,مسیح ,هدیه ,هدیه‌ای ,عیسی مسیح ,زندگی ابدی ,خواهد داشت ,زندگی کامل ,پیام عیسی

    دست گذاری برای دریافت ‏روح‏القدس

    تعمید ‏روح‏القدس‏‏ چیزی بود که کلیساهای اولیه نسبتا به آن عمل می‏‏کردند. و براحتی به افراد گفته می‏‏شد که در روح دعا کنند (یهودا ۱: ۲۰). اما کلیساهای اولیه با ایماندارانی روبرو می‏‏شدند که هنوز عطای ‏روح‏القدس‏‏ را دریافت نکرده بودند و تعمید ایشان در روح از اهمیت ویژه و بالایی برخوردار بود. برای اهمیت از این موضوع می‏‏توانیم به کتاب اعمال ۸: ۱۴-۱۷ مراجعه کنیم که رسولان برای دریافت ‏روح‏القدس‏‏ برای ایمانداران سامری بر ایشان دست گذاشته و برای آنها دعا کردند تا ‏روح‏القدس‏‏ را بیابند. 
    هدف از تعمید ‏روح‏القدس‏‏ برای دریافت قدرت از بالا می‏‏باشد. خون مسیح آمرزش گناهان را به ارمغان آورد اما تعمید در روح موضوعی کاملا متفاوت است. 
    همه مسیحیان ایمان دارند که روح‌القدس در وجود هر کسی که به عیسی ایمان آورد، حضور دارد (رومیان ۸: ۹؛ افسسیان ۴: ۳۰). بسیاری از مسیحیان همچنین معتقدند که ما روح‌القدس را در تعمید آب و شام خداوند به طریقی خاص دریافت می‌کنیم (اول قرنتیان ۱۰: ۲-۴، ۱۲: ۱۳؛ تیطس ۳: ۵). برخی دیگر نیز معتقدند که روح‌القدس می‌تواند به شکلی خاص و برای خدمتی خاص همچون خدمت شبانی، شماسی یا بشارت (اعمال ۶: ۶، ۱۳: ۲-۳؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴؛ دوم تیموتائوس ۱: ۶)، یا برای دریافت قدرت مضاعف و تشویق و دلگرم شدن عطا شود (اعمال ۴: ۳۱). 
    در کلیسای اولیه این باور وجود داشت که هنگامی که رهبران کلیسا به شکلی که در اعمال ۸: ۱۴-۱۷ توصیف شده، بر مسیحان دیگر دست می‌گذارند، آنان به طریقی خاص قدرت و عطایای روحانی را دریافت می‌کنند. کلیسای اولیه بر این باور بود که این تجربه، تجربه‌ای مجزا از ایمان آوردن و تعمید آب بود. در چندین قرن اول تاریخ کلیسا، این دیدگاه در کلیسا دیدگاه غالب بود. پس در می‏‏یابیم که تعمید ‏روح‏القدس‏‏ یک وعده از طرف عیسی مسیح خداوند می‏‏باشد نه یک حکم. 
    با وجود این، در طی قرون بعدی تاریخ کلیسا، بسیاری از مسیحیان قدرت خاص یا عطایای ویژه روح را به شکلی که در اول قرنتیان ۱۲: ۱۷-۱۱ توصیف شده، دیگر در زندگی شان تجربه نمی‌کردند. برای مثال، بسیاری شفای فردی بیمار را بر اثر قدرت الهی هرگز مشاهده نکردند. به تدریج برخی این نظر را مطرح کردند که خدا این قوت خاص و عطایای ویژه را منحصرا به کلیسای اولیه داده بود. در حال حاضر، برخی از مسیحیان معتقدند که بسیاری از این عطایا امروزه دیگر در کلیسا وجود ندارد. این گروه به اول قرنتیان ۱۳: ۸-۱۰ اشاره می‌کنند که در آنها پولس می‌گوید هنگامی که کامل آید، نبوت ها، زبانها و علم، نیست خواهد شد. این مسیحیان اعتقاد دارند که منظور از آمدن «کامل» تکمیل شدن متن عهد جدید است که حدود یکصد سال پس از مصلوب شدن مسیح، به شکل کامل به نگارش در آمد. 
    اما بسیاری دیگر از مسیحیان بر این عقیده‏‏اند ‏‏که امروز نیز عطایا در دسترس ما هستند؛ و علاوه بر این، ادعا می‌کنند که آنان خودشان این عطایا را تجربه کرده‏اند. آنان معتقندند که در اول قرنتیان ۱۳: ۸-۱۰، پولس به زمان آینده اشاره می‌کند، یعنی زمانیکه ما عیسی را روبرو ببینیم (اول قرنتیان ۱۳: ۱۲). آنان خاطر نشان می‌سازند که در طول کل تاریخ کلیسا، قدرت روح‌القدس و عطایای آن در زمانها و در مکانهای مختلف ظاهر شده است. در واقع از ابتدای قرن بیستم، عطایا و قدرت روح‌القدس به شکل فزاینده‌ای دیده شده است. این مسیحیان به وعده‌های بزرگی استناد می‌کنند که در مرقس ۱۶: ۱۷-۱۸، یوحنا ۱۴: ۱۲ و اعمال ۲: ۱۷-۱۸ وجود دارد و در آنها به آیات و عطایای خاصی که ویژه ایمانداران است اشاره شده است. 
    اگر عطای ‏روح‏القدس‏‏ بعد از ایمان به مسیح و نجات دریافت می‏‏گردد دیگر چه نیازی به دست گذاری برای دریافت روح‏القدس می‏باشد. 
    در کتاب مقدس ما به بخشهایی برخورد می‏‏کنیم که افراد کاملا به مسیح ایمان آورده بودند اما تا زمانیکه بر آنها دست گذاشته نشده و برای ایشان دعا نشده بود به ایشان ‏روح‏القدس‏‏ عطا نگردیده است. "از آنان پرسید: « آیا وقتی ایمان آوردید ، ‏روح‏القدس‏‏ را یافتید ؟» آنها در پاسخ گفتند: « خیر، ما حتی خبر هم نداشتیم که ‏روح‏القدسی وجود دارد.»" (اعمال ۱۹: ۲). در واقع آنها ایمان داشتند اما روح‏القدس را دریافت نکرده بودند. اما در آیه ۶ به ما گفته می‏‏شود: "و هنگامیکه پولس بر سر آنان دست نهاد ‏روح‏القدس‏‏ بر آنان نازل شد و به زبانها صحبت کرده و نبوت می‏نمودند". در کتاب اعمال ۸: ۱۶ نیز به مورد دیگری در این زمینه برخورد می‏‏کنیم، آنها در نام مسیح تعمید گرفته بودند اما روح‏القدس‏‏ را هنوز دریافت نکرده بودند. اما در آیه ۱۷ می‏‏بینیم که پس از اینکه پطرس و یوحنا بر آنها دست گذاشته و دعا می‏‏کنند ایشان ‏روح‏القدس‏‏ را دریافت می‏‏کنند. 

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 19 فروردین 1395 ساعت 11:50:16
      برچسب ها : دریافت ,‏روح‏القدس‏‏ ,تعمید ,قدرت ,مسیحیان ,اعمال ,برای دریافت ,تاریخ کلیسا، ,نکرده بودند ,دریافت نکرده ,تعمید ‏روح‏القدس‏‏ ,دریافت نکرده بودند

    کریسمس Christmas

    کریسمس جشنی است که هر سال به منظور گرامی داشت سالروز تولد مسیح برگزار می‏شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر برگزار می‌کنند. 

      تاریخچه     
    در دوران بعد از میلاد، پیروان ادیان بت پرست همچنان به پرستش الهه‏‏های یونانی و رومی، مصری و دیگر خدایان اساطیری می‏پرداختند. مسیحیت سعی در براندازی این کیش‏ها داشت و توانست در بسیاری از مناطق به پیروی از آنها خاتمه دهد. اما این بت پرستان همچنان به انجام برخی از مراسم خود پایبند بودند. از اینرو برخی از سران کلیساها تعدادی از نمادها و رسم و رسوم این ادیان را با تعاریف جدیدی در دنیای مسیحیت حفظ کردند. 
    کریسمس جشنی است که در برهه‏ای از تاریخ برخی از رهبران کلیسا آن را به تولد مسیح گره زدند. منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح از نظر تاریخی مبهم بوده و مشخص نیست که از چه زمانی مسیحیان برای میلاد مسیح جشن گرفته‏اند. زیرا که حتی در انجیل‏‏های چهارگانه نیز برای تولد عیسی مسیح هیچ تاریخی ذکر نشده است. به نظر می‏رسد پس از مرگ رهبران اولیه مسیحیت در دو قرن نخست، روز مشخصی برای تولد عیسی مسیح تعیین شده است. 
    از این رو می‏بینیم برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد است که در نوشته‏‏های سکستوس ژولیوس افریکانوس، ۲۵ دسامبر به عنوان روز تولد مسیح ذکر شده و رفته رفته در بخش بزرگی از دنیای مسیحیت مورد قبول واقع شده است. انتخاب ۲۵ دسامبر به عنوان سالروز تولد عیسی مسیح و برپایی جشن و سرور در آن روز در اوایل قرن چهارم مورد حمایت کنستانتین امپراتور روم که به پدر کلیسا مشهور است واقع شد و بدین ترتیب آیین کریسمس بیش از پیش در دنیای مسیحیت تثبیت گردید. 
    در منابع دیگر، کریسمس شکلی مسیحی شده از جشن «روز تولد خورشید شکست ناپذیر» در امپراطوری رم ذکر شده است که به عنوان نماد زایش خورشید و اتمام زمستان برگزار می‏شده است. این جشن نیز یک آیین شرک آلود بوده که در آن رومیان هر ساله از ۱۷ تا ۲۵ دسامبر برای تشکر از سیاره کیوان یا خدای کشت و زرع به جشن و شادخواری مشغول می‏شدند. میترائیسم یا آیین پرستش ایزد در ایران باستان از دیگر ریشه‏‏های کریسمس مسیحی ذکر شده است که در آن در ۲۵ دسامبر مردم انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به بهانه میلاد الهه میترا جشن می‌گرفتند و رومیان فراوانی نیز ایرانیان را در این جشن همراهی می‏کردند. به طور کلی به نظر می‏رسد نوید آغاز بهار و گذر زمستان برای تمامی آیین‏‏های چند خدایی پیش از مسیحیت به نوعی با شادی و جشن همراه بوده است. 
    در واقع کلیسای کاتولیک با تعیین روز ۲۵ دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح خواسته است به مراسم‏‏های زمستانه پیروان چند خدایی در آن زمان، اعم از معتقدان به خدایان رومی و یونانی و میترا و نیز ادیان باستانی مصر که همگی در کل برگزار کننده جشنی زمستانی در کیش خود بودند، معنا و مفهوم مسیحی داده و بر پیروان مسیحی بیافزاید. با این حال اختلافاتی که در مورد تاریخ برگزاری جشن میلاد مسیح بین مسیحیان وجود دارد نشان دهنده آن است که این سیاست کلیسا مورد تایید تمامی رهبران مسیحی نبوده و مخالفت‏‏هایی نیز وجود داشته است. هرچند نه به شدت مخالفت‏‏های دو قرن اول. 
    بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک رم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن می‏گیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین و فلسطین جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا می‏کنند و ارامنه نیز به طور منحصر به فردی روز میلاد مسیح را در ششم ژانویه جشن می‌گیرند. 
    بر این اساس، بیشتر مسیحیان در غرب، ۲۵ دسامبر را به عنوان روز تولد مسیح به رسمیت شناخته‏اند؛ اما مسیحیان ارتدوکس شرق، ششم ژانویه را برای جشن میلاد مسیح، به رسمیت می‏شناسند. اختلافات بر سر جشن‏‏های کریسمس در جهان مسیحیت گاهی به مناقشات بزرگی نیز منجر شده است. مثلا در انگلستان در دوران حکومت کرومول در اواسط قرن هفدهم میلادی، پیوریتن‏ها که اعتقادات مسیحی محکمی داشتند با جشن‌ گرفتن کریسمس به عنوان سنتی بت پرستانه و آمیخته با رسوم مشرکین مخالفت کردند و حتی پارلمان انگلستان مدتی جشن گرفتن کریسمس را ممنوع اعلام کرد. 

      کریسمس جشن مذهبی     
    واژه کریسمس از دو بخش کریس و مس تشکیل شده که به معنای مراسم عشای ربانی در روز مسیح است. که بعدها به معنای «جشن مسیح» استعمال شده است. مردم بسیاری در آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، آسیا و دیگر مناطق جهان کریسمس را به عنوان مهم ‌ترین رویداد سالانه مسیحی جشن می‏گیرند. 
    این جشن از اوایل قرن بیستم میلادی به بعد به تدریج وجهه مذهبی خود را از دست داده و هم اکنون بیشتر به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار می‏شود، و بیشتر مردم، این ایام را به عنوان دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم، می‏شناسند. کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل نیز در آن نقشی مهم دارد. 
    نگاه غیر مذهبی آمریکایی‏ها به کریسمس در اواخر قرن بیستم منجر به مناقشه‏‏های قانونی شد. عده‏ای بحث‏‏هایی در مورد ماهیت کریسمس و شناسایی آن به عنوان یک جشن دینی یا سکولار به پیش کشیدند و به رسمیت شناختن کریسمس را به عنوان تعطیلات فدرال نقض قانون جدایی کلیسا و دولت در آمریکا دانستند. 
    دادگاه عالی آمریکا در روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰ تعطیلات رسمی و عمومی کریسمس را نقض کننده قانون جدایی دین از حکومت ندانست و اعلام کرد که این روز یک هدف کاملا سکولار و غیر مذهبی را مد نظر دارد. در سال ۲۰۰۵ عده‏ای از این مسیحیان آمریکایی تظاهراتی علیه سکولار اعلام شدن کریسمس به راه انداختند و اعلام کردند کریسمس با اهداف سکولار و برنامه‏‏های ضد مسیحی مورد تهدید واقع شده است. اما غرب بیشتر به تاثیر اقتصادی کریسمس اهمیت می‏دهد تا وجهه مذهبی آن. 

      بابانوئل کریسمس     
    شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و فربه با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، در هنگامه کریسمس در میان برگزار کنندگان این جشن ظاهر می‌گردد به چندین اسم شناخته می‌شود. 
    بابانوئل، سانتا کلوز و سنت نیکولا از معروفترین این اسامی هستند. 
    در سده چهارم میلادی، یکی از اسقف‌های آسیای صغیر (ترکیهامروز) به خاطر رفتار مهربانانه با کودکان شهرت یافت. این شخص که بعدها به سنت نیکولاس (نیکولاس قدیس) شهرت یافت، در نقاشی‌های قرون وسطی و عصر رنسانس به شکل مردی بلند بالا با چهره‌ای جدی و نجیبانه نشان داده شده‌ است و تا حدود قرن شانزدهم، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار می‌شد، اما از آن پس، این جشن، تنها به پروتستان‌های هلند منحصر گردید. مهاجران هلندی که به آمریکای شمالی کوچ کردند، این رسم را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که نام او به سانتا کلوز تغییر یافت. 

      آئین‌های کریسمس     
    برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این مراسم این است که: مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها می‌روند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی می‌کنند و در خیابانها و کوچه‌ها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکر گذاری اجرا می‌نمایند. 
    یکی دیگر از سنت‌های رایج در ایام کریسمس که شباهت زیادی به جشن سال نو ایرانیان دارد، خریدن و پوشیدن لباس نو است. و البته، خانه‌تکانی. زنان در این ایام مشغول آماده کردن خانه برای عید می‌شوند و مثل روزهای نزدیک به سال نو ایرانی، همه جا را برای شادی و نیایش تمیز و آماده می‌کنند. 
    در روزهای نزدیک به کریسمس مردم از مغازه‌های شاد و رنگارنگ کارت پستال و هدیه می‌خرند و برخی نقاط شهر مثل روزهای نزدیک به نوروز شلوغ می‌شود. 

      درخت کریسمس     
    یک درخت طبیعی یا مصنوعی است که با روبان‏ها و چراغهای رنگی تزئین می‏شود و در کریسمس در خانه یا بیرون از خانه قرار داده می‏شود درخت کریسمس معمولاً از درختان دارای برگهای سوزنی بویژه کاج تهیه می‌شود و می‌تواند در اندازه‌های مختلف باشد. 
    سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه‏‏های خود آوردند، بر می‏گردد. همچنین در آن زمان عده‏ای هرمهایی از چوب می‏ساختند و آنرا با شاخه‏‏های درختان همیشه سبز و شمع تزیین می‏کردند. 
    به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال ۱۸۴۱ در انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد. 
    بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب می‏دانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال ۱۸۵۱، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می‏آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند. 
    در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد می‏شد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت یافت. جالب است که اروپائیان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱.۵ متر طول داشتند استفاده می‏کردند در حالی که آمریکاییان درختی را می‏پسندیدند که تا سقف خانه برسد. 
    کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم، چه شخصی و چه دولتی با بر پا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس می‏رفتند. 
    در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از اشکال پریهای کوچک به نشانه ارواح مهربان یا زنگوله که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار می‏رفت استفاده می‏شد. 
    امروزه در تمام جهان درخت سرو نماد مهم کریسمس است. اما درخت سرو در میان بت پرستان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و درخت جاودانگی تلقی می‏شده است هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت سرو با نگاه تقدس نگریسته می‌شود.

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 19 فروردین 1395 ساعت 11:50:17
      برچسب ها : درخت ,مسیح ,دسامبر ,مسیحی ,میلاد ,تولد ,عیسی مسیح ,تولد مسیح ,میلاد مسیح ,روزهای نزدیک ,دنیای مسیحیت ,اعضای کلیسای کاتولیک

    کریسمس Christmas

    کریسمس جشنی است که هر سال به منظور گرامی داشت سالروز تولد مسیح برگزار می‏شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر برگزار می‌کنند. 

      تاریخچه     
    در دوران بعد از میلاد، پیروان ادیان بت پرست همچنان به پرستش الهه‏‏های یونانی و رومی، مصری و دیگر خدایان اساطیری می‏پرداختند. مسیحیت سعی در براندازی این کیش‏ها داشت و توانست در بسیاری از مناطق به پیروی از آنها خاتمه دهد. اما این بت پرستان همچنان به انجام برخی از مراسم خود پایبند بودند. از اینرو برخی از سران کلیساها تعدادی از نمادها و رسم و رسوم این ادیان را با تعاریف جدیدی در دنیای مسیحیت حفظ کردند. 
    کریسمس جشنی است که در برهه‏ای از تاریخ برخی از رهبران کلیسا آن را به تولد مسیح گره زدند. منشا دقیق انتخاب روز ۲۵ ماه دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح از نظر تاریخی مبهم بوده و مشخص نیست که از چه زمانی مسیحیان برای میلاد مسیح جشن گرفته‏اند. زیرا که حتی در انجیل‏‏های چهارگانه نیز برای تولد عیسی مسیح هیچ تاریخی ذکر نشده است. به نظر می‏رسد پس از مرگ رهبران اولیه مسیحیت در دو قرن نخست، روز مشخصی برای تولد عیسی مسیح تعیین شده است. 
    از این رو می‏بینیم برای نخستین بار در سال ۲۲۱ پس از میلاد است که در نوشته‏‏های سکستوس ژولیوس افریکانوس، ۲۵ دسامبر به عنوان روز تولد مسیح ذکر شده و رفته رفته در بخش بزرگی از دنیای مسیحیت مورد قبول واقع شده است. انتخاب ۲۵ دسامبر به عنوان سالروز تولد عیسی مسیح و برپایی جشن و سرور در آن روز در اوایل قرن چهارم مورد حمایت کنستانتین امپراتور روم که به پدر کلیسا مشهور است واقع شد و بدین ترتیب آیین کریسمس بیش از پیش در دنیای مسیحیت تثبیت گردید. 
    در منابع دیگر، کریسمس شکلی مسیحی شده از جشن «روز تولد خورشید شکست ناپذیر» در امپراطوری رم ذکر شده است که به عنوان نماد زایش خورشید و اتمام زمستان برگزار می‏شده است. این جشن نیز یک آیین شرک آلود بوده که در آن رومیان هر ساله از ۱۷ تا ۲۵ دسامبر برای تشکر از سیاره کیوان یا خدای کشت و زرع به جشن و شادخواری مشغول می‏شدند. میترائیسم یا آیین پرستش ایزد در ایران باستان از دیگر ریشه‏‏های کریسمس مسیحی ذکر شده است که در آن در ۲۵ دسامبر مردم انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به بهانه میلاد الهه میترا جشن می‌گرفتند و رومیان فراوانی نیز ایرانیان را در این جشن همراهی می‏کردند. به طور کلی به نظر می‏رسد نوید آغاز بهار و گذر زمستان برای تمامی آیین‏‏های چند خدایی پیش از مسیحیت به نوعی با شادی و جشن همراه بوده است. 
    در واقع کلیسای کاتولیک با تعیین روز ۲۵ دسامبر به عنوان روز میلاد عیسی مسیح خواسته است به مراسم‏‏های زمستانه پیروان چند خدایی در آن زمان، اعم از معتقدان به خدایان رومی و یونانی و میترا و نیز ادیان باستانی مصر که همگی در کل برگزار کننده جشنی زمستانی در کیش خود بودند، معنا و مفهوم مسیحی داده و بر پیروان مسیحی بیافزاید. با این حال اختلافاتی که در مورد تاریخ برگزاری جشن میلاد مسیح بین مسیحیان وجود دارد نشان دهنده آن است که این سیاست کلیسا مورد تایید تمامی رهبران مسیحی نبوده و مخالفت‏‏هایی نیز وجود داشته است. هرچند نه به شدت مخالفت‏‏های دو قرن اول. 
    بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک رم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن می‏گیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین و فلسطین جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا می‏کنند و ارامنه نیز به طور منحصر به فردی روز میلاد مسیح را در ششم ژانویه جشن می‌گیرند. 
    بر این اساس، بیشتر مسیحیان در غرب، ۲۵ دسامبر را به عنوان روز تولد مسیح به رسمیت شناخته‏اند؛ اما مسیحیان ارتدوکس شرق، ششم ژانویه را برای جشن میلاد مسیح، به رسمیت می‏شناسند. اختلافات بر سر جشن‏‏های کریسمس در جهان مسیحیت گاهی به مناقشات بزرگی نیز منجر شده است. مثلا در انگلستان در دوران حکومت کرومول در اواسط قرن هفدهم میلادی، پیوریتن‏ها که اعتقادات مسیحی محکمی داشتند با جشن‌ گرفتن کریسمس به عنوان سنتی بت پرستانه و آمیخته با رسوم مشرکین مخالفت کردند و حتی پارلمان انگلستان مدتی جشن گرفتن کریسمس را ممنوع اعلام کرد. 

      کریسمس جشن مذهبی     
    واژه کریسمس از دو بخش کریس و مس تشکیل شده که به معنای مراسم عشای ربانی در روز مسیح است. که بعدها به معنای «جشن مسیح» استعمال شده است. مردم بسیاری در آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا، آسیا و دیگر مناطق جهان کریسمس را به عنوان مهم ‌ترین رویداد سالانه مسیحی جشن می‏گیرند. 
    این جشن از اوایل قرن بیستم میلادی به بعد به تدریج وجهه مذهبی خود را از دست داده و هم اکنون بیشتر به عنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار می‏شود، و بیشتر مردم، این ایام را به عنوان دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم، می‏شناسند. کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل نیز در آن نقشی مهم دارد. 
    نگاه غیر مذهبی آمریکایی‏ها به کریسمس در اواخر قرن بیستم منجر به مناقشه‏‏های قانونی شد. عده‏ای بحث‏‏هایی در مورد ماهیت کریسمس و شناسایی آن به عنوان یک جشن دینی یا سکولار به پیش کشیدند و به رسمیت شناختن کریسمس را به عنوان تعطیلات فدرال نقض قانون جدایی کلیسا و دولت در آمریکا دانستند. 
    دادگاه عالی آمریکا در روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰ تعطیلات رسمی و عمومی کریسمس را نقض کننده قانون جدایی دین از حکومت ندانست و اعلام کرد که این روز یک هدف کاملا سکولار و غیر مذهبی را مد نظر دارد. در سال ۲۰۰۵ عده‏ای از این مسیحیان آمریکایی تظاهراتی علیه سکولار اعلام شدن کریسمس به راه انداختند و اعلام کردند کریسمس با اهداف سکولار و برنامه‏‏های ضد مسیحی مورد تهدید واقع شده است. اما غرب بیشتر به تاثیر اقتصادی کریسمس اهمیت می‏دهد تا وجهه مذهبی آن. 

      بابانوئل کریسمس     
    شخصیتی که امروزه به شکل پیرمردی مهربان و فربه با لباس سرخ رنگ و ریشی سفید و بلند، در هنگامه کریسمس در میان برگزار کنندگان این جشن ظاهر می‌گردد به چندین اسم شناخته می‌شود. 
    بابانوئل، سانتا کلوز و سنت نیکولا از معروفترین این اسامی هستند. 
    در سده چهارم میلادی، یکی از اسقف‌های آسیای صغیر (ترکیهامروز) به خاطر رفتار مهربانانه با کودکان شهرت یافت. این شخص که بعدها به سنت نیکولاس (نیکولاس قدیس) شهرت یافت، در نقاشی‌های قرون وسطی و عصر رنسانس به شکل مردی بلند بالا با چهره‌ای جدی و نجیبانه نشان داده شده‌ است و تا حدود قرن شانزدهم، جشن مخصوص او در روز ششم دسامبر در سراسر اروپا برگزار می‌شد، اما از آن پس، این جشن، تنها به پروتستان‌های هلند منحصر گردید. مهاجران هلندی که به آمریکای شمالی کوچ کردند، این رسم را با خود به آن کشور بردند و در آنجا بود که نام او به سانتا کلوز تغییر یافت. 

      آئین‌های کریسمس     
    برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارد. اما مشترکات این مراسم این است که: مسیحیان برای جشن گرفتن میلاد عیسی مسیح به کلیساها می‌روند، در منزل یک درخت کاج را تزیین و چراغانی می‌کنند و در خیابانها و کوچه‌ها دسته دسته سرودهای پرستشی و شکر گذاری اجرا می‌نمایند. 
    یکی دیگر از سنت‌های رایج در ایام کریسمس که شباهت زیادی به جشن سال نو ایرانیان دارد، خریدن و پوشیدن لباس نو است. و البته، خانه‌تکانی. زنان در این ایام مشغول آماده کردن خانه برای عید می‌شوند و مثل روزهای نزدیک به سال نو ایرانی، همه جا را برای شادی و نیایش تمیز و آماده می‌کنند. 
    در روزهای نزدیک به کریسمس مردم از مغازه‌های شاد و رنگارنگ کارت پستال و هدیه می‌خرند و برخی نقاط شهر مثل روزهای نزدیک به نوروز شلوغ می‌شود. 

      درخت کریسمس     
    یک درخت طبیعی یا مصنوعی است که با روبان‏ها و چراغهای رنگی تزئین می‏شود و در کریسمس در خانه یا بیرون از خانه قرار داده می‏شود درخت کریسمس معمولاً از درختان دارای برگهای سوزنی بویژه کاج تهیه می‌شود و می‌تواند در اندازه‌های مختلف باشد. 
    سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه‏‏های خود آوردند، بر می‏گردد. همچنین در آن زمان عده‏ای هرمهایی از چوب می‏ساختند و آنرا با شاخه‏‏های درختان همیشه سبز و شمع تزیین می‏کردند. 
    به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال ۱۸۴۱ در انگلستان، پرنس آلبرت، شوهر ملکه ویکتوریا با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد. 
    بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب می‏دانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال ۱۸۳۰ است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال ۱۸۵۱، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می‏آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند. 
    در حدود سالهای ۱۸۹۰، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد می‏شد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت یافت. جالب است که اروپائیان از درختان کوچکی که حدود ۱ تا ۱.۵ متر طول داشتند استفاده می‏کردند در حالی که آمریکاییان درختی را می‏پسندیدند که تا سقف خانه برسد. 
    کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم، چه شخصی و چه دولتی با بر پا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس می‏رفتند. 
    در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از اشکال پریهای کوچک به نشانه ارواح مهربان یا زنگوله که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار می‏رفت استفاده می‏شد. 
    امروزه در تمام جهان درخت سرو نماد مهم کریسمس است. اما درخت سرو در میان بت پرستان و فرهنگ قدیم ایران نیز بسیار مهم بوده و درخت جاودانگی تلقی می‏شده است هنوز در بسیاری از نقاط ایران به درخت سرو با نگاه تقدس نگریسته می‌شود. 

     

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 19 فروردین 1395 ساعت 11:50:17
      برچسب ها : درخت ,مسیح ,دسامبر ,مسیحی ,میلاد ,تولد ,عیسی مسیح ,تولد مسیح ,میلاد مسیح ,روزهای نزدیک ,دنیای مسیحیت ,اعضای کلیسای کاتولیک

    تعمید کودکان

    امروزه در کلیساها در ارتباط با تعمید کودکان رسوم متفاوتی وجود دارد. در تاریخ کلیسا ما به مواردی برخورد می‏‏کنیم که اشاره به تعمید کودکان دارد. در کلیساهای اولیه تعمید کودکان امری رایج بوده است. اما پس از دوران اصلاحات در قرن شانزده، بعضی از کلیساها این امر را مطرح کردند که تنها اشخاص بالغ و نوجوان می‏‏توانند تعمید بگیرند و امروزه کلیساهای بسیاری بر اساس همین نظر عمل می‏‏کنند. ایماندارانی که مخالف تعمید کودکان هستند عنوان می‏‏کنند که در مورد تعمید کودکان در کتاب مقدس هیچ نمونه مشخصی ارائه نشده است. این گروه از ایمانداران بر این باور تکیه دارند که فقط اشخاصی قادر به گرفتن تعمید هستند که بتوان به ایشان تعلیم داد و و بتوانند با دهان خود اعتراف کنند که عیسی خداوند است (رومیان ۱۰: ۹-۱۰). دیدگاه این مسیحیان بر این اساس قرار دارد که شخص ابتدا باید توبه کند و سپس تعمید بگیرد (اعمال ۲: ۳۸). آنها این تعمید را "تعمید ایمانداران" نامیده و می‏‏گویند این تنها تعمیدی است که در کتاب مقدس به آن اشاره شده است (اعمال ۸: ۳۷). بنا بر دیدگاه این مسیحیان، کودکان نه قادر به اعتراف هستند و نه می‏‏توانند توبه کنند و نه می‏‏توانند ایمان حقیقی داشته باشند، از اینرو تعمید گرفتن کودکان خردسال مغایر با معیارهای کتاب مقدس است. در اغلب کلیساها معمولا کودکان را از سن دوازده سالگی به بعد تعمید می‏‏دهند. 
    با وجود تمامی این موارد، بسیاری از کلیساها فرزندان والدین ایماندار را مدت زمانی پس از تولد تعمید می‏‏دهند. این مسیحیان عنوان می‏‏کنند که در کتاب مقدس هیچ مراسمی از تقدیم کودکان در کلیساهای اولیه ذکر نشده است. اما همچنین ذکر نیز نشده که فرزندان ایمانداران پس از بالغ شدن به گرفتن تعمید مبادرت کرده باشند. این گروه از مسیحیان به گرفتن تعمید تمامی اعضای چند خانواده در کتاب مقدس اشاره می‏‏کنند و می‏‏گویند به احتمال زیاد در این خانواده‏ها کودکانی نیز وجود داشته‏‏اند ‏‏(اعمال ۱۶: ۱۵، ۱۶: ۳۳؛ اول قرنتیان ۱: ۱۶). 
    این گروه از مسیحیان بر این باورند که تعمید کودکان در عهد جدید همانند ختنه نوزادان پسر در عهد قدیم است که هم در مورد کودکان و هم در مورد افراد بالغی که به دین یهود می‏‏گرویدند به انجام می‏‏رسید. عیسی در مورد کودکان گفته است که "بگذارید که بچه‏های ‏‏کوچک نزد من آیند ... زیرا ملکوت خدا از امثال اینها است" (مرقس ۱۰: ۱۳-۱۶؛ لوقا ۱۸: ۱۶-۱۷). از اینرو این گروه از مسیحیان بر این باورند که فرمان عیسی در ارتباط با تعمید به اسم اب و ابن و ‏روح‏القدس‏‏، نه تنها در مورد افراد بالغ صادق است بلکه شامل حال کودکان نیز می‏‏شود (متی ۲۸: ۱۹؛ اعمال ۲: ۳۹). 
    در واقع این سوال مطرح می‏‏شود که آیا تعمید کودکان، با مفهوم تعمید همخوانی دارد؟ 
    مسیحیانی که ایمان دارند که تعمید طریقی برای دریافت فیض خداوند است، معمولا کودکان را تعمید می‏‏دهند. برخی از این مسیحیان حتی بر این باورند که کودکان نیز می‏‏توانند ایمان داشته باشند. برخی دیگر از مسیحیان عقیده دارند که ایمان والدین کافی است که در واقع همگون با همان نظری است که یهودیان در مورد ختنه کودکان دارند. با وجود این، هنگامی که کودک تعمید گرفت و به شخصی بالغ تبدیل شد، برای اینکه نجات بیابد، باید به مسیح ایمان داشته باشد. کلیساهایی که معتقدند تعمید فقط یک نماد است، ممکن است کودکان را تعمید ندهند. اگر کلیساهایی بر این باور باشند که تعمید در عهد جدید جانشین ختنه کردن در عهد عتیق شده که نشانه‏ای ‏‏از عهد خدا با قوم اسرائیل بود، چنین کلیساهایی معمولا کودکان را تعمید می‏‏دهند. اگر آنان بر این باور باشند که تعمید شهادت فرد بر ایمان خود در حضور دیگران و دنیا است، یا شخص باید بتواند با زبانش به مسیح اعتراف کند، آنگاه آنقدر صبر می‏‏کنند تا فرد به سنی و سالی برسد که بتواند ایمان خود را به عیسی اعتراف کند. 
    آنانی که با تعمید کودکان مخالف هستند می‏‏گویند در کل در هیچ جای کتاب مقدس نمی‏‏خوانیم که اطفال یا نوزادان تعمید گرفته باشند. تعمید همیشه پس از توبه و ایمان است، اما هیچگاه پس از تولد نیست. غیر ممکن است که نوزادان بتوانند ایمان بیاورند یا توبه کنند، و از این رو تعمید گرفتن کودکان نیز بی معناست. گذشته از این، کسانی که در بدو تولد تعمید داده می‏‏شوند ممکن است با رسیدن به سن بلوغ دچار ابهام و سر در گمی شوند، و تصور کنند از آن جا که در کودکی تعمید گرفته‏‏اند ‏‏دیگر نیازی به توبه و تولد تازه ندارند. تعمید دادن نوزادان ممکن است باعث شود در آن‏‏‏ها ‏‏نوعی احساس امنیت کاذب در مورد نجات به وجود آید، امنیتی که مطابق کتاب مقدس نیست. اگر والدین می‏‏خواهند تولد نوزادشان با نوعی مراسم خاص همراه باشد، می‏‏توانند او را به جای تعمید دادن، در کلیسا به خداوند تقدیم نمایند و از خادمین کلیسا بخواهند تا برای نوزادشان دعا کند. 

     منبع : hamedkavandi3-bfa - hamedkavandi3-bfa
    پنجشنبه 19 فروردین 1395 ساعت 11:50:17
      برچسب ها : تعمید ,کودکان ,مقدس ,مورد ,کتاب ,مسیحیان ,تعمید کودکان ,کتاب مقدس ,تعمید می‏‏دهند ,معمولا کودکان ,گرفتن تعمید ,تعمید گرفتن کودکان
    مکان تبلیغات شما
    تبلیغات
    مطالب تصادفی
    آخرین جستجوها